سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر پیغمبر خدا... سلام بر تو اى دختر حبیب خدا سلام بر تو اى دختر دوست خاص خدا... سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا سلام بر تو اى دختر امین خدا سلام بر تو اى دختر بهترین خلق خدا ... سلام بر تو اى دختر بهترین پیغمبران و رسولان و فرشتگان خدا ... سلام بر تو اى دختر بهترین خلق سلام بر تو اى سیده زنان عالم از اولین و آخرین... سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (امیر المؤمنین) و بهترین تمام خلق بعد از رسول خدا... سلام بر تو اى مادر حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت... سلام بر تو اى صدیقه طاهره که به راه دین شهید گردیدى... سلام بر تو اى آنکه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودى... سلام بر تو اى صاحب فضیلت‏و پاکیزه صفات سلام بر تو اى انسیه حوراء... سلام بر تو اى ذات متقى پاک گوهر سلام بر تو اى آنکه به الهام خدا دانا بودى... سلام بر تو اى مظلوم (و داراى عصمت) که حق تو را غصب کردند... سلام بر تو اى ستم کشیده و مقهور دشمنان دین... سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و برکات حق بر تو باد.
بیت الزهراء عليها السلام
بسم الله الرحمن الرحیم

مرکز آموزش علوم قرآنی بیت الزهراء سلام الله علیها در سال ۱۳۷۷ با هدف نشر معارف قرآنی و آموزه های اهل البیت علیهم السلام, ویژه بانوان تاسیس شد و شرکت در کلیه کلاسها (بجز طرح بشارت) رایگان می باشد.

آدرس: شهرک غرب (قدس), بلوار شهید دادمان, پلاک ۸۱
تلفن: ۸۸۰۷۷۶۹۳

برنامه کلاسها
کلیه کلاسها (بجز طرح بشارت, کلاس تخصصی طرح بشارت و صرف عربی) رایگان می باشد.

کلیه کلاسها ویژه بانوان می باشد.

صبح ها ۰۸:۳۰ تا ۱۲:۰۰

شنبه: طرح بشارت (زبان آموزی و آشنایی با مفاهیم قرآن کریم به روش ساده).

یکشنبه: آموزش روخوانی, روان خوانی و تجوید قرآن کریم.

سه شنبه: صرف مقدماتی ــ کلاس تخصصی طرح بشارت

چهارشنبه: نهج البلاغه -  تفسیر قرآن کریم

بایگانی موضوعی
صدا (24)
عکس (137)
قرآن (192)
مترجم سایت
دیدگاه مهمانان سایت

انسان در زیارت عاشورا خدا را قسم می دهد كه همین طور كه به من لطف كردی و من را به امام حسین(ع) محترم شمردی، این روزی را هم به من بده كه از خونخواهان حضرت در ركاب امام زمان(عج) باشم.

معارف بلندی که در زیارتنامه عاشورا نهفته استدر زیارت شریف عاشورا معارف بلندی بیان شده است كه مقامات سلوكی و مسیر ما را در استفاده از عاشورا معین می كند. زیارت عاشورا و سیری كه برای زائر در این زیارت اتفاق می افتد در یك نگاه كلان، در دو قسمت یا فراز اصلی مطرح می شود: قسمت اول، به «اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» ختم می شود. تا اینجا، سیر و سلوك كامل ما در این دنیا با آن به پایان می رسد.
بعد از این تحول و سیری كه برای زائر اتفاق می افتد، توجه و نگاه عمیق و جدیدی به حادثه عاشورا است كه با «اَللهمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَیَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ» به آن توجه داده شده است؛ این مقدمه، برای آن است كه انسان برای آن لعن جامعی كه صد مرتبه تكرار می شود، آمادگی پیدا كند. پایان قسمت دوم، دعایی است كه در سجده انجام می گیرد و سجده قرب زیارت عاشوراست.
اگر كسی مواقف و مراحل زیارت عاشورا را طی كرد و سالك با بلای عاشورا شد، یك سلوك كامل انجام داده است. این سیر و قبض و بسطی كه زائر با زیارت دارد او را به یك سلسله طلب ها و دعاها و اجابت در این خواسته های رفیع می رساند؛ یعنی قفل دلش برداشته می شود و دهانش به این دعاها باز می شود. این دعاها (كه حدود دوازده دعاست) در واقع نوعی رفت و آمد با خود زیارت دارد و تحول حالی كه در متن این زیارت برای زائر حاصل می شود او را وارد مقامات ادعیه می كند؛ لذا این دعاها پراكنده است و هر كدام متناسب با همان مقام زیارت، حاصل می شود.
سلام و لعن
در زیارت عاشورا سلام هایی به وجود مقدس سیدالشهداء(ع) و اصحاب و اهل بیت ایشان داده می شود كه یك نوع دعاست. عظمت آنها و عبادت های آنها، موجب صلوات و دعاست. دعای دیگر، لعن بر دشمنان ایشان است. لعن یعنی دعای برای دوری رحمت خدای متعال از دشمنان. یعنی انسان تقاضا می كند: خدایا تو كه ارحم الراحمینی و رحمتت واسعه است اینها را از آن رحمت خاصه و رحیمیه خود دور كن. در واقع، جمال عبادت سیدالشهدا(ع) ما را به سلام دعوت می كند و زشتی كار دشمن هم ما را به لعن می كشاند؛ یعنی موضعمان نسبت به دو جبهه، مشخص می شود.
این لعن عبادت بزرگی است كه ما را از سقوط و انحطاط و از خطر امواج فتنه كه از دستگاه شیاطین جنی و انسی می آید، حفظ می كند. گویا مؤمن خودش یكی از قلاع (قلعه ها) و سنگرهای اسلام است و شیاطین سعی می كنند این سنگر را با امواج ظلمانی خود فتح كنند و اگر كسی به آنها پیوند بخورد ملعنت ها و شیطنت های آنها انسان را می گیرد.
در روایتی، امام صادق(ع) در توضیح اینكه چرا پیروان امام جائر، دین ندارند و پیروان امام عادل، سرزنش نمی شوند، فرمودند: چون سیئات امام جائر، حسنات دوستدارانش را از بین می برد و حسنات امام عادل هم سیئات دوستدارانش را نابود می كند.(1) وقتی امام(ع) حسنه خودش را در كفه ترازوی شما گذاشت همه سیئات و ظلمات محو می شوند و آن طرف، وقتی گناه یزید (لعنه الله) را در كفه طرفدارانش بگذارید، دیگر نماز و سایر اعمال به چه كار می آید!
شیاطین و ائمه جور، امواج ظلمات و سیئات خود را می فرستند و می خواهند همه ما را غرق كنند؛ «لاُزَیِّنَنَّ لَهُمْ وَلاُغْوِیَنَّهُمْ»(حجر/39) و «ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ»(نور/40) و «لاَقْعُدَنّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ. ثُمّ لاَتِیَنّهُمْ مّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ»(اعراف/16) و ... . در این جنگ باطنی، چه چیزی مانع نفوذ اینها می شود؟ لعن. انسان باید دشمنان خدا را لعن كند و خود قرآن كریم هم مكرراً آنها را لعن می كند. اگر مداومت بر این لعن ها نباشد امواج فتن بنی امیه، ما را هم با خودش غرق می كند. در روایاتی آمده است كه اگر كسی دعای لعن را بخواند مانند كسی است كه در ركاب رسول خدا(ص) در روز بدر، تیراندازی كرده است. مگر آنها چه كار می كردند؟ آنها جلوی فتح قلعه های اسلام را می گرفتند؛ و اینجا هم همین طور است. البته گاهی اوقات، لعن انسان، فقط سنگر خودش را محفوظ نگه می دارد اما برخی آنقدر لعن شان قوی است كه یك جبهه را عقب می زند و امواج ظلمانی آنها و شعله های جهنم را خاموش می كند.
حقیقت لعن با ورود به فضای عاشورا دریافت می شود. اگر كسی وارد عاشورا نشود جسارت و جرأت این دعا در او پیدا نمی شود. اگر وارد عاشورا شدید می بینید این دشمنی كه این قدر قیافه حق به جانب و مدافع حقوق بشر و آزادی و... می گیرد اگر پایش بیفتد به كودك لب تشنه شش ماهه، بین دو نهر آب، روی دست پدرش، تیر می زند؛ آن وقت است كه انسان می تواند شمشیرش را از غلاف بیرون بكشد. و گرنه فطرت انسان اجازه نمی دهد كه به راحتی، یك مرغ یا حتی یك پشه را بكشد. چطور می شود كه در صحنه ای مالك اشتر شمشیرش را در می آورد و از این طرف لشكر دشمن داخل می رود و از آن طرف بیرون می آید! چطور می شود مثل امیرالمؤمنین(ع) با آن رأفت و دلسوزی كه محبتش به امت از پدر به فرزند بیشتر است، در جنگ صفین، از این طرف شمشیرش را می گذارد و از آن طرف لشكر خارج می شود؟ وقتی انسان ببیند كه آنها چه می كنند و باطن جهالت و شرارت و شیطنت آنها چیست، آن وقت است كه این حجاب، كنار می رود و می فهمد كه اینها چه موجوداتی هستند و باید از این طرف شمشیر بگذاری و از آن طرف در بیایی. انسان تا این باطن را نبیند چطور می تواند شمشیر بكشد و خون بریزد؟ مگر آسان است؟
خون ریختن یا باید بر اساس شهوات و غضب مادی انسان باشد كه دستگاه شیطانی همین كار را می كند و مثلاً جنگ اول و دوم جهانی را راه می اندازد و بمبی می اندازد و صد هزار انسان را نابود می كند. این غضب و شهوت را كه ما نمی خواهیم؛ در جنگ اسلامی، غضب الهی است كه خود را نشان می دهد. باید دید غضب الهی چه وقت و چگونه تحریك می شود؟ انسان وقتی به متن حادثه عاشورا برود و زشتی فعل دشمنان خدا را ببیند، چنین غضبی پیدا می كند.
خود امام حسین(ع) در روز عاشورا كه دلش تا یك لحظه قبل برای دشمنان می سوخت و می فرمود: «من خیر شما را می خواهم، اجازه بدهید حجت را بر شما تمام كنم و حرفم را بزنم، چرا هلهله می كنید و ...»، یك لحظه بعد وقتی می گویند: «بُغضاً لِاَبیك»، ذوالفقار را از این طرف لشگر دشمن می گذارد و از آن طرف بیرون می آید! راوی می گوید: تا حالا ندیدم یك آدم مجروح غصه دار گرسنه و تشنه و ... این گونه مبارزه كند. (فو الله ما رأیت مكثورا قط قد قتل ولده و أهل بیته و أصحابه أربط جاشا منه)(2) اینجا جای دلسوزی نیست. آنجا كه خدا عذاب می كند اگر دلت سوخت، خودت هم مستحق عذاب می شوی! و این دلسوزی، علامت ضعف ایمان است. آنجا كه خدا عذاب می فرستد و یا ولیّ خدا (كه معدن الرحمه است) به اذن الله عذاب می كند، جای دلسوزی نیست؛ این اشفاق و محبت، اشفاق انحرافی و محبت انحرافی است و اشفاق و محبت خدایی نیست. خدایی كه ارحم الراحمین است اشد المعاقبین هم هست؛ «أنَّكَ أرْحَمُ الرّاحِمینَ فی مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ أشَدُّ الْمُعاقِبینَ فی مَوْضِعِ النَّكالِ وَ النَّقِمَةِ»(3) هر دو، خوب است. هم جهنم خوب است هم بهشت. امیرالمؤمنین7، فقط قاسم الجنه نیست، «قَاسِمُ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ»(4) است؛ هم «نِعْمَةِ اللَّهِ عَلَی الْأَبْرَارِ» است و هم «نَقِمَتِهِ عَلَی الْفُجَّار».
خونخواهی از مدخل عظمت پیدا كردن مصیبت سیدالشهدا
بعد از آن سلام و لعن ها، اولین دعا این است كه: «لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذی اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَنی اَنْ یرزُقَنی طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیتِ مُحَمَّدٍ صَلی اللهُ عَلَیهِ وَ الِه»(5) اگر مصیبت سیدالشهداء(ع) در قلب كسی بار انداخت و فوران پیدا كرد و عظمت این مصیبت در دلش تجلی یافت و فهمید كه چه اتفاقی افتاده است، آماده می شود برای «اَنْ یرزُقَنی طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ». لذا انسان خدا را به حق سیدالشهداء(ع) قسم می دهد كه خدایا همینطور كه به من لطف كردی و من را به امام حسین(ع) محترم شمردی، این روزی را هم به من بده كه جزو خونخواه های سیدالشهدا(ع) در ركاب امام زمان(عج) باشم. اگر عظمت مصیبت سیدالشهداء(ع) در دل كسی واقع شد، مدخل ورود به خونخواهی سید الشهداء(ع) در ركاب امام زمان(عج) است.
این اولین دعاست و عبادت عظیمی است؛ چون غضب كردن برای خدا و امام(ع)، خیلی خوب است و از رشته های محكم ایمان است؛ «اَوْثَقُ عُرَی الایمانِ الْحُبُّ فی اللهِ وَ البُغْضُ فِی اللهِ وَ تَوالی اَوْلیاءِ اللهِ وَ التَّبَرّی مِنْ اَعْداءِ اللهِ»(6) دستگاه شیاطین گناه عظیمی را مرتكب شده كه ماجرای آن تمام نشده است. هر كسی راضی به این گناه باشد، داخل در آن است و هر كسی ساكت باشد معاقب است و لذا حتما باید مقابل آن، موضع داشت. جزو اعظم عبادات این است كه انسان به جایی برسد كه دلش بخواهد خونخواه ولی خدا باشد و دلش شور بزند كه بیاید و در صف درگیری با دشمنان بكشد و كشته شود. «اَسْئَلُكَ اَنْ تَجْعَلَ وَفاتى قَتْلاً فى سَبیلِكَ تَحْتَ رایَةِ نَبِیِّكَ مَعَ اَوْلِیاَّئِكَ وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تَقْتُلَ بى اَعْداَّئَكَ وَ اَعْداَّءَ رَسُولِكَ وَ اَسْئَلُكَ». (دعای حج ماه رمضان)(7)
وجاهت عندالله با اتكاء وجاهت امام حسین(ع)
دعای دوم در زیارت عاشورا این است: «اللهمّ اجْعَلْنی عِنْدَكَ وَجِیهاً بِالحُسَیْنِ عَلَیهِ السَّلام فِی الدُّنْیا وَالآخِرَة». كسی كه وارد وادی عاشورا می شود ظرفیت پیدا می كند كه وجاهت عندالله پیدا كند. وجاهت عندالله از آنِ معصوم(ع) است. ما كاری نكردیم كه وجیه باشیم. وجاهت بقیه به تبع وجاهت معصومین(ع) است. اگر جلوه ای از آن وجاهت بیاید، آن وقت انسان وجیه عندالله می شود. وجاهت در نزد مردم، یك طور به دست می آید اما وجاهت در نزد ملائكه و یا وجاهت در نزد مؤمنین، به گونه ای دیگر حاصل می شود، در حالی كه وجاهت عندالله، یك چیز دیگری است كه اگر یك تجلی از امام حسین(ع) بر انسان نیفتد وجیه عندالله نمی شود. اگر كسی وارد عاشورا شد و با عاشورا راه رفت و سالك شد، كارش به جایی می رسد كه این طلب در او پیدا می شود و می فهمد كه وجاهت عند الله هم چیزی است و راه این وجاهت هم فقط امام حسین(ع) است.
"كرامت معرفت" و "رزق برائت"
در فراز اول، پس از سلام و لعن و درك عظمت مصیبت و بصیرت و صف بندی و قتال و برائت و ... این دعا مطرح می شود: «فَاسُئلُ الله اَلذی اَكرَمَنی بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَولیائِكُمْ وَرَزَقنِی اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ...».
معرفت، آن نورانیت قلبی است كه بعد از تسلیم و تصدیق برای انسان حاصل می شود. معرفت یك امر دم دستی نیست كه انسان به طور عادی به آن برسد. معرفت امام(ع)، شناخت شناسنامه ای نیست، دشمنان هم امام(ع) را این طور می شناختند! به این شناخت، «معرفت» نمی گویند. معرفت آن حالت شناختی است كه همراه با خضوع و خشوع و تسلیم و تصدیق است؛ بعد از این مقامات، معرفت حاصل می شود. فرمود: «إنّكم لا تكونوا صالحین حتّی تعرفوا و لا تعرفوا حتّی تصدّقوا و لا تصدّقوا حتّی تسلّموا أبواباً أربعةً». لذا انسان اول باید تسلیم بشود تا بتواند تصدیق كند بعد ابواب معرفت به روی او باز شود.
خدای متعال در سیر زیارت عاشورا، درهای معرفت را به روی زائر باز كرده و آنها را مكرم به معرفت داشته است؛ هم كرامت معرفت و هم رزق برائت داده است. ارزاق همیشه این خوردنی ها و پوشیدنی ها نیستند؛ یك رزق های رفیع تری هم داریم؛ («وَ مَوَائِدَ الْمُسْتَطْعِمِینَ مُعَدَّةٌ») كه در زیارت معصوم(ع) به انسان می رسد. «مَن سَرَّهُ أنْ یكونَ عَلَی مَوائِدِ النُّورِ یوْمَ القیامَةِ فَلْیكُن مِنْ زُوّارِ الحُسَینِ بنِ عَلیٍّ7»(8) این هم رزق است و كسی كه می خورد، هم سیر می شود و هم لذت می برد. در روایات آمده است كه رزق برخی از ملائكه، تسبیح و برخی، تكبیر است. اینها رزق های مهمتری هستند. قرآن كریم می فرماید: «كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ. تُؤْتِی أُكُلَهَا كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا»(ابراهیم/24) فرموده اند: آن شجره طیبه ای كه در آسمان است، اصلش نبی اكرم(ص) و ائمه(ع) هستند و فرعش محیط ولایت آنهاست. كسی كه وارد محیط ولایت شد سماواتی می شود و «تُؤتی أُكُلَها كُلَّ حینٍ بِإِذنِ ربها». این درخت هر آنی، روزی ای، رزقی، میوه ای و ثمره ای برای اهل این سماوات دارد. فرمودند: آن رزق، علم امام است. در سیر زیارت عاشورا هم، برائت از دشمنان، رزق است و رزق مهمی است كه انسان سالك به آن دست می یابد و جذب و هضم می كند.
مقام معیّت با معصوم(ع) در دنیا و آخرت
حال، باب دعا برای او باز می شود: «اَنْ یَجعَلنِی مَعَكُمْ فی الدُّنیا وَ الاخرةِ». یعنی درخواست می كنیم سیر من در دنیا و آخرت با معصوم(ع) باشد. این معیت، معیت جسمانی نیست؛ این همان است كه: «اَللّـهُمَّ اجْعَلْ لی مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً»(9) و «یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلا». معنای این معیت آن است كه همه قوا، خواسته ها و تمنیات انسان با معصوم(ع) باشد. خدای متعال با ما هست «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَینَما كُنْتُمْ» اما ممكن است ما از خدا، جدا شویم. یك عده، در عین این كه خدا در كنار آنها و در قرب آنهاست، اما از خدای متعال دورند. معصوم(ع) هم آن اسم اعظم الهی است كه در همه كائنات ساری و جاری است و به همه نزدیك است حتی در روایات، درباره «انَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ» فرموده اند: این حیلوله خدا بین قلب و مرء انسان، به واسطه حجتش و به واسطه معصوم(ع) است. لكن نزدیكی معصوم(ع) به ما بدان معنا نیست كه ما هم به او نزدیكیم. این كه انسان بتواند معیت با معصوم(ع) پیدا كند و همراه ایشان باشد، امر دشواری است. این همراهی، مقدماتی دارد؛ «وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ»(نساء/69) این چهار دسته، كسانی هستند كه خدای متعال نعمت خاصی به آنها داده كه نعمت ولایت است. اگر كسی «یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ»(نساء/69) كند در زمره «فَأُولئِكَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ» و همراه آنها خواهد بود.
خدای متعال در آیات قبل تر می فرماید: «فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّىَ یُحَكِّمُوكَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا»(نساء/65) یعنی وقتی حضرت(ع) را تراز و معیار و میزان حق قرار دادید و تردید هم نكردید (ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قضیت) و تسلیم محض بودید و با عقل یا شهود خود، برتری جویی نكردید، به مرتبه ایمان می رسید. بعد می فرماید: «وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِیَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِیلٌ مِّنْهُمْ»(نساء/66) یعنی اندكی هستند كه بار این تكلیف را می كشند. «وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا یُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَیْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِیتًا»(نساء/66) ولی اگر این موعظه الهی را می شنیدند و انجام می دادند مایه ثبات خودشان می شد «وَ إِذاً لَّآتَیْنَاهُم مِّن لَّدُنَّا أَجْراً عَظِیمًا. وَلَهَدَیْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا»؛ یعنی از محضر خودمان اجر عظیم به آنها می دادیم و آنها را به صراط مستقیم هدایت می كردیم.
صراط مستقیم، صراط منعم علیهم است؛ «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ. صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»(حمد/6) كه صراط معصوم و ولایت معصوم(ع) و ورود در وادی ولایت است. در روایت در توضیح «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» آمده است: «شِیعَةِ عَلِیٍّ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ بِوَلَایَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ(ع) لَمْ تَغْضَبْ عَلَیْهِمْ وَ لَمْ یَضِلُّوا»(10) ورود به این وادی، همان مقام معیت است.
كسانی كه به این وادی وارد می شوند، همسفران خاصی پیدا می كنند: «فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم منَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ»(مریم/58) اگر سیر و سفری ملاحظه نكنید، معیت هم بی معناست، این معیت بعد از سیر است. انسان در سیر خود، یا رو به خدای متعال می رود كه در وادی صراط مستقیم است یا در وادی ولایت طاغوت حضور دارد. اگر در وادی صراط مستقیم و صراط عبودیت بود همسفران و همراهانی دارد كه عبارتند از: «النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ». اینها هم كسانی هستند كه خدا به آنها نعمت داده است. پس، كسی كه به صراط مستقیم هدایت شد با آنهایی كه در صراط مستقیم و صراط بندگی سیر می كنند همسفر می شود و می تواند با انبیاء، صدیقین و شهدا و صالحین معیت پیدا كند. به تعبیر دیگر، انسانی كه وارد وادی ولایت می شود و به مقام معرفت امام(ع) و مقام برائت از دشمنانش می رسد و صف خود را از دشمنان جدا می كند، می تواند همسفر انبیاء و اولیاء باشد. از همه مهمتر این است كه امام(ع)، خود صراط است، لذا اگر كسی در صراط مستقیم قرار گرفت به معیت با امام(ع) می رسد، و امام(ع) صراط او به سوی خداوند تبارك و تعالی خواهد بود. امام(ع) نفس مسیر و صراط مستقیم است. سالك در هر منزلتی از منازل سلوك و سیر معنوی، با امام(ع)، همراه است؛ یعنی بدون امام(ع)، سیر به سوی خدای متعال ممكن نیست؛ كما اینكه اشتباه است كه خیال شود قرآن یك آدرس است و امام(ع) هم كسی است كه آن آدرس را برای ما قرائت می كند.
اگر نگاه انسان به امام(ع) و كتاب، این طور باشد خیلی زود خیال می كند مستغنی از امام(ع) و كتاب شده است، خودش آدرس را می گیرد و راه می رود. كتاب، یك نقشه راه و یك آدرس نیست؛ بلكه خودش هدایت است «هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ»(بقره/2) خودش حكیم، زنده، شفیع و صراط است؛ لذا انسان به اندازه ای كه به حقایق قرآن می رسد درجه دارد؛ «إقرأ وأرق»(11) امام(ع) هم همینطور است. امام(ع) یك راهنما نیست كه نقشه راه را برای ما می خواند؛ امام(ع) متن صراط است و صراط الی الله جز با امام(ع)، سیر كردنی نیست و اساساً معیت با امام(ع) به معنی معیت با صراط است.
مقام ثبات قدم و قدم صدق در كنار معصوم(ع)
مقام دیگر این است: «وَ اَن یُثَبِتَ لی عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فی الدُّنیا وَالأخرةِ». یعنی خدا به من ثبات قدم بدهد تا از محضر شما كنار نروم. ثابت قدم بودن در محضر معصوم(ع)، مقام بزرگی است. یك وقت، انسان وارد وادی ولایت می شود و به معرفت می رسد ولی ثبات قدم ندارد؛ یك قدم در این وادی بر می دارد و در محضر معصومین(ع) است و یك قدم از محضر معصومین(ع) فاصله می گیرد و غایب می شود. تلاش شیطان این است كه انسان را از این ثبات قدم بیرون بیاورد تا یك قدم هم با شیطان باشد؛ اگر شب با معصوم(ع) است روز با شیطان باشد، یا اگر گوش با معصوم(ع) است چشم را ببرد و ... . معیت و ثبات قدم یعنی پیوسته انسان در صراط توحید و ولایت باشد و با همه وجود از این صراط جدا نشود؛ گناه یعنی پا بیرون گذاشتن از صراط عبودیت و صراط مستقیم و خروج از مقام معیت.
این ثبات قدم باید از روی صدق باشد؛ یعنی انسان واقعا آن طرف را حق محض بداند و اگر ثبات قدم دارد از سر تردید و شك و ریب در باب خدای متعال و اولیای او نباشد. این چیزی است كه در سیر به وادی عاشورا اتفاق می افتد و این درها می تواند به روی او باز شود. این سیر از دنیا آغاز می شود و در آخرت هم ادامه دارد.
منبع سایت shabestan

مطالب مرتبط
دیدگاه


فقط یک بار بر روی دکمه ارسال کلیک کنید و منتظر بمانید.
دیدگاههای ارسالی پس از بازبینی منتشر می شوند.
چنانچه پس از ارسال دیدگاه با خطای 403 مواجه شدید, علت آن سیستم امنیتی سایت می باشد. برای رفع این خطا از طریق ایمیل با ما در تماس باشید.


بازگشت به بالا بازگشت به بالا
سخنی از نهج البلاغه
با هر بار بازدید شما از این صفحه، قطعه ای از سخنان حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه پخش میگردد.
یا مهدی چشم براهت هستیم...
البیعت لله
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) سوره حمد و صلواتی هدیه بفرمایید.
پخش زنده
جاودانگان تاریخ
سلام بر شهیدان. سلام بر عزیزانی که باارزشترین سرمایه خود را که جانشان بود, در راه دفاع از ایران اسلامی تقدیم کردند. سلام بر راست قامتانی که جاودانه تاریخ شدند.

جاودانگان تاریخ
۱۵ مطلب آخر
آشپزی و تغذیه