سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر پیغمبر خدا... سلام بر تو اى دختر حبیب خدا سلام بر تو اى دختر دوست خاص خدا... سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا سلام بر تو اى دختر امین خدا سلام بر تو اى دختر بهترین خلق خدا ... سلام بر تو اى دختر بهترین پیغمبران و رسولان و فرشتگان خدا ... سلام بر تو اى دختر بهترین خلق سلام بر تو اى سیده زنان عالم از اولین و آخرین... سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (امیر المؤمنین) و بهترین تمام خلق بعد از رسول خدا... سلام بر تو اى مادر حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت... سلام بر تو اى صدیقه طاهره که به راه دین شهید گردیدى... سلام بر تو اى آنکه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودى... سلام بر تو اى صاحب فضیلت‏و پاکیزه صفات سلام بر تو اى انسیه حوراء... سلام بر تو اى ذات متقى پاک گوهر سلام بر تو اى آنکه به الهام خدا دانا بودى... سلام بر تو اى مظلوم (و داراى عصمت) که حق تو را غصب کردند... سلام بر تو اى ستم کشیده و مقهور دشمنان دین... سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و برکات حق بر تو باد.
بیت الزهراء عليها السلام
بسم الله الرحمن الرحیم

مرکز آموزش علوم قرآنی بیت الزهراء سلام الله علیها در سال ۱۳۷۷ با هدف نشر معارف قرآنی و آموزه های اهل البیت علیهم السلام, ویژه بانوان تاسیس شد و شرکت در کلیه کلاسها (بجز طرح بشارت) رایگان می باشد.

آدرس: شهرک غرب (قدس), بلوار شهید دادمان, پلاک ۸۱
تلفن: ۸۸۰۷۷۶۹۳

برنامه کلاسها
کلیه کلاسها (بجز طرح بشارت, کلاس تخصصی طرح بشارت و صرف عربی) رایگان می باشد.

کلیه کلاسها ویژه بانوان می باشد.

صبح ها ۰۸:۳۰ تا ۱۲:۰۰

شنبه: طرح بشارت (زبان آموزی و آشنایی با مفاهیم قرآن کریم به روش ساده).

یکشنبه: آموزش روخوانی, روان خوانی و تجوید قرآن کریم.

سه شنبه: صرف مقدماتی ــ کلاس تخصصی طرح بشارت

چهارشنبه: نهج البلاغه -  تفسیر قرآن کریم

بایگانی موضوعی
صدا (24)
عکس (137)
قرآن (192)
مترجم سایت
دیدگاه مهمانان سایت

«ابن‌زیاد» چگونه عمرسعد را به جنگ با امام حسین(ع) فرستادابن زیاد، یارانش را گِرد آورد و گفت: اى مردم! چه کسى جنگیدن با حسین بن على علیه‌السلام را به عهده می‌گیرد و [در عوض] من هم فرماندارىِ هر جایى را که بخواهد، به او بدهم؟
هیچ کس به او پاسخى نداد. ابن زیاد، به عمر بن سعد بن ابى وقّاص، توجّه کرد که چند روز پیش، فرمان حکومت رى و دَستَبى را برایش صادر کرده و فرمان جنگ با دیلم را به او داده بود و قصد راه افتادن به سوى آن جا را داشت. چون چنین شد، به او رو کرد و گفت: می‌خواهم که به سوى جنگ با حسین بن على علیه‌السلام بروى، و چون ما از گرفتارىِ او آسوده شدیم، به سوى فرماندارى خود می‌روى، إن شاء اللّه!
عمر به او گفت: اى امیر! اگر می‌توانى که مرا از جنگ با حسین بن على علیه‌السلام معاف دارى، معاف دار!
ابن زیاد گفت: تو را معاف داشتم. فرمانى را که [براى حکومت] برایت نوشته بودیم، به ما باز گردان و در خانه‌ات بنشین تا کسى جز تو را روانه کنیم!
عمر به او گفت: امروز را به من، مهلت بده تا در کارم بیندیشم.
ابن زیاد گفت: به تو مهلت می‌دهم.
عمر به خانه‌اش باز گشت و با برخى از برادران و افراد مورد اعتماد خود، به مشورت پرداخت. هیچ کدام، جز این نگفتند که: از خدا پروا کن و این کار را مکن!

حمزه، پسر مُغَیرة بن شُعبه، خواهرزاده‌اش، نزد او آمد و گفت: اى دایى! تو را به خدا سوگند می‌دهم که مبادا به سوى حسین بن على بروى که خدایت را نافرمانى کرده، رَحِمت را قطع کرده‌اى! تو را به سلطنت زمین، چه کار؟ از خدا، پروا کن که مبادا روز قیامت، با خون حسین پسر فاطمه، بر خدا وارد شوى!
عمر، ساکت مانْد؛ امّا محبّت مُلک رى، در دلش بود. بامداد، به سوى ابن زیاد رفت و بر او وارد شد. ابن زیاد گفت: چه تصمیمی‌ گرفتى، اى عمر؟
گفت: اى امیر! تو این فرماندارى را به من سپرده و این پیمان نامه را برایم نوشته‌اى و مردم، [خبر]آن را شنیده‌اند. در شهر کوفه، بزرگانى هستند [که به جنگ حسین بروند].
سپس، آنها را شِمُرد.
عبید اللّه بن زیاد، به او گفت: من، بزرگان کوفه را از تو بهتر می‌شناسم و از تو، جز این نمی‌خواهم که این گِره را بگشایى و از محبوبان و نزدیکان من بشوى؛ وگر نه، فرمان ما را باز گردان و در خانه‌ات بنشین که ما تو را مجبور نمی‌کنیم!
عمر، ساکت مانْد. ابن زیاد به او گفت: اى پسر سعد! به خدا سوگند، اگر به سوى حسین علیه‌السلام حرکت نکنى و نبرد با او را بر عهده نگیرى و آنچه او را ناراحت می‌کند، براى ما نیاورى، گردنت را می‌زنم و اموالت را تاراج می‌کنم.
عمر گفت: فردا، به یارى خدا، به سوى او حرکت می‌کنم.
ابن زیاد، به او پاداش خوبى داد و به او اِنعام و عطاى فراوان داد و صِله بخشید و چهار هزار سوار را همراهش کرد و به او گفت: حرکت کن تا بر حسین بن على علیه‌السلام، فرود آیى.
عبید اللّه بن زیاد، عمر بن سعد بن ابى وقّاص را با چهار هزار تن به سوى حسین علیه‌السلام، روانه کرد. ابن زیاد، پیش تر، او را فرماندارِ رى و همدان، کرده بود و آن افراد را نیز به همین منظور، با او همراه کرده بود. هنگامی‌که به او فرمان حرکت به سوى حسین علیه‌السلام را داد، عمر، خوددارى ورزید و خوش نداشت که برود و درخواست کرد که او را معاف بدارد؛ امّا ابن زیاد به او گفت: با خدا، پیمان می‌بندم که اگر به سوى او حرکت نکنى و بر وى در نیایى، تو را از کار، بر کنار کرده، خانه ات را ویران می‌کنم و گردنت را می‌زنم.
عمر گفت: در این صورت، انجام می‌دهم.
قبیله عمر، بنى زُهْره، نزدش آمدند و گفتند: تو را به خدا سوگند می‌دهیم که مبادا رویارویى با حسین را به عهده بگیرى که دشمنى را میان ما و بنى هاشم، بر جا می‌گذارد!
عمر، به سوى عبیداللّه باز گشت و خواست که او را معاف بدارد؛ امّا ابن زیاد نپذیرفت. لذا او مصمّم شد و به سوى حسین علیه‌السلام، حرکت کرد.
آن هنگام، پنجاه تن همراه حسین علیه‌السلام بودند و بیست تن نیز از لشکر[عمر] به او پیوستند و از خویشان نیز نوزده مرد، در کنار امام علیه‌السلام بودند. چون امام حسین علیه‌السلام دید که عمر بن سعد با همراهانش، قصد او را کرده است، فرمود: «اى مردم! گوش دهید. خداوند، بر شما، رحمت آورد! ما را با شما چه کار؟! اى کوفیان! این، چه کارى است؟».
گفتند: از قطع شدن عطا و حقوقمان ترسیدیم.
امام علیه‌السلام فرمود: «عطایتان نزد خدا، برایتان بهتر است».
منبع سایت farsnews

مطالب مرتبط
دیدگاه


فقط یک بار بر روی دکمه ارسال کلیک کنید و منتظر بمانید.
دیدگاههای ارسالی پس از بازبینی منتشر می شوند.
چنانچه پس از ارسال دیدگاه با خطای 403 مواجه شدید, علت آن سیستم امنیتی سایت می باشد. برای رفع این خطا از طریق ایمیل با ما در تماس باشید.


بازگشت به بالا بازگشت به بالا
سخنی از نهج البلاغه
با هر بار بازدید شما از این صفحه، قطعه ای از سخنان حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه پخش میگردد.
یا مهدی چشم براهت هستیم...
البیعت لله
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) سوره حمد و صلواتی هدیه بفرمایید.
پخش زنده
جاودانگان تاریخ
سلام بر شهیدان. سلام بر عزیزانی که باارزشترین سرمایه خود را که جانشان بود, در راه دفاع از ایران اسلامی تقدیم کردند. سلام بر راست قامتانی که جاودانه تاریخ شدند.

جاودانگان تاریخ
۱۵ مطلب آخر
آشپزی و تغذیه