سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر پیغمبر خدا... سلام بر تو اى دختر حبیب خدا سلام بر تو اى دختر دوست خاص خدا... سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا سلام بر تو اى دختر امین خدا سلام بر تو اى دختر بهترین خلق خدا ... سلام بر تو اى دختر بهترین پیغمبران و رسولان و فرشتگان خدا ... سلام بر تو اى دختر بهترین خلق سلام بر تو اى سیده زنان عالم از اولین و آخرین... سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (امیر المؤمنین) و بهترین تمام خلق بعد از رسول خدا... سلام بر تو اى مادر حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت... سلام بر تو اى صدیقه طاهره که به راه دین شهید گردیدى... سلام بر تو اى آنکه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودى... سلام بر تو اى صاحب فضیلت‏و پاکیزه صفات سلام بر تو اى انسیه حوراء... سلام بر تو اى ذات متقى پاک گوهر سلام بر تو اى آنکه به الهام خدا دانا بودى... سلام بر تو اى مظلوم (و داراى عصمت) که حق تو را غصب کردند... سلام بر تو اى ستم کشیده و مقهور دشمنان دین... سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و برکات حق بر تو باد.
بیت الزهراء عليها السلام
بسم الله الرحمن الرحیم

مرکز آموزش علوم قرآنی بیت الزهراء سلام الله علیها در سال ۱۳۷۷ با هدف نشر معارف قرآنی و آموزه های اهل البیت علیهم السلام, ویژه بانوان تاسیس شد و شرکت در کلیه کلاسها (بجز طرح بشارت) رایگان می باشد.

آدرس: شهرک غرب (قدس), بلوار شهید دادمان, پلاک ۸۱
تلفن: ۸۸۰۷۷۶۹۳

برنامه کلاسها
کلیه کلاسها (بجز طرح بشارت, کلاس تخصصی طرح بشارت و صرف عربی) رایگان و ویژه بانوان می باشد.

صبح ها ۰۸:۳۰ تا ۱۲:۰۰

شنبه: طرح بشارت (زبان آموزی و آشنایی با مفاهیم قرآن کریم به روش ساده).

یکشنبه: آموزش روخوانی, روان خوانی و تجوید قرآن کریم.

دوشنبه: طرح بشارت (زبان آموزی و آشنایی با مفاهیم قرآن کریم به روش ساده)

سه شنبه: کلاس تخصصی طرح بشارت

چهارشنبه: نهج البلاغه -  تفسیر قرآن کریم

بایگانی موضوعی
صدا (24)
عکس (137)
قرآن (192)
مترجم سایت
دیدگاه مهمانان سایت
دیدگاه (1)

اشعار ویژه ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها

مهرشاد واحدی:
نگاه من به نگاه ضریح تا افتاد / چه اتفاق عجیبی میان ما افتاد
چکید شرم نگاهم و بی صدا افتاد / ببخش گر که به پست تو این گدا افتاد
کریمه ای و به در گاه تو گدا بسیار / و من مثال همیشه برای تو سربار

تو جلوه گاه حجابی تو از تبار کرم / تویی ملازم زهرا ملازمت مریم
هوای صحن تو دل می برد ز اهل قلم / من و تو و قلم و کاغذ و دو چشم ترم

که از تو بیت به بیت با اجازه بنویسم / و با جنون خودم شعر تازه بنویسم

چه دردها که ز اسرار عشق درمان شد / چه چشم ها که به عشق تو مست و گریان شد
به پیشگاه تو هر کس مقیم و مهمان شد / کبوترانه دلش راهی خراسان شد

یتیم آمده ایم تا که تو پناه شوی / دوباره ضامن این قلب رو سیاه شوی

کنار مسجد اعظم دلم بهانه گرفت / بهانه ی حرم طوس عاشقانه گرفت
دوباره قلب مرا یاد او نشانه گرفت / که باز هم دلم از دست این زمانه گرفت

مرا تو با کرمت آشناترم گردان / مرا دخیل گره خورده ی حرم گردان

در آستان تو دنیام جمکرانی شد / و ذره ذره ی من صاحب الزمانی شد
و صبح جمعه دلم گرم ندبه خوانی شد / به پای نوکریم وقت جان فشانی شد

ز بعد فصل خزان فصل یار می آید / دلم خوش است به اینکه بهار می آید

مهدی رحیمی:

هر خانه‌ای حالش به مادر بستگی دارد / در این حرم اما به خواهر بستگی دارد
وصل ‌است آب ناب سقاخانه بر جنت / یعنی شفا این‌جا به کوثر بستگی دارد
از مرکز ایران به پایین، دادن حاجت / حتما به تأیید برادر بستگی دارد
از بین هر باری که می‌آیی حرم با اشک / گاهی فقط به دیده‌ی تر بستگی دارد
از سر به زیری سربلندت می‌کند، تنها / آقایی عالم به یک سر بستگی دارد
هر کس که تو... هرجا که تو... هرجور میخواهی... / هرگونه تغییری به این هر بستگی دارد
دقت بکن گاهی قبول حاجتت حتی / به نوع داخل گشتن از در بستگی دارد
وقتی شدی مانند آهو بی کس و تنها / تازه به توضیح کبوتر بستگی دارد...
دل کندن دریا به ساحل بستگی دارد / به ماه نیمه،‌ ماه کامل بستگی دارد
دل بردن و دل دادن و دل کندن و رفتن / کار جهان تنها به یک دل بستگی دارد
کار جهان را دل مشخص کند هرچند / دل هم خودش در اصل به گل بستگی دارد
آقا کریم است و رئوف است و حرم باز است / حاجت گرفتن پس به سائل بستگی دارد
میزان عشق و عقل و مهر و اشک معلوم است / شرط قبولی به معدل بستگی دارد
از آب سقاخانه بعد از حاجتت بردار / درمان به داروی مکمل بستگی دارد
اذن دخولت را بخوان در شهر خود،‌ حاجت / به خواستن از درب منزل بستگی دارد
پس درس خارج خوانده‌های این حرم گفتند / که درس خارج هم به داخل بستگی دارد...
این که زیارت از نمازت هم مهم تر شد / به درک توضیح المسائل بستگی دارد
گاهی سلام از دور گاهی توی آغوشش / نوع زیارت‌ها به مشکل بستگی دارد...

یوسف رحیمی:

چشم دلم به سمت حرم باز می شود / با یک سلام صبح من آغاز می شود
پر می کشد دلم به هوای طواف تو / وقتی که لحظه لحظه ی پرواز می شود
قفل دلم شکسته کنار در حرم / از مرقدت دری به جنان باز می شود
فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه / اینجا دل شکسته سبب ساز می شود
کو چشم روشنی که ببیند در این حرم / هر روز چند مرتبه اعجاز می شود
اعجاز توست اینکه دلم یا کریم توست / قلب تپنده ی حرم قم، حریم توست
اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است / از نفحه ی شهود و تجلی معطر است
برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت / دارالعلومِ مریم آل پیمبر است
اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است / خاک در حریم تو علامه پرور است
چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست / اینجا چقدر چشمه ی جوشان کوثر است
تنها پناهگاه دلم صحن آینه ست / وقتی دلم از آه زمانه مکدر است
هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل / دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است

صحن تو غرق بوی گل یاس می شود / اینجا حضور فاطمه احساس می شود

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه / اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه
بی اختیار پای ضریحت رسیده است / هر زائری که آمده دنبال فاطمه
دارد تمام مرقد تو بوی آسمان / اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه
فرمود آشیانه ی‌ امن الهی است / صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه
خورشید آل فاطمه از راه می رسد / هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه ی امام زمان! کاش در حرم / یک صبح جمعه لایق دیدار می شدم

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا / محبوبه ی حبیب خدا إشفعی لنا
آرامش و قرار دل ثامن الحجج / ای زینب امام رضا إشفعی لنا
عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت / ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا
در هر سحر به سوی ضریح اجابتت / می آورم دو دست دعا إشفعی لنا
روی سیاه و بار گناهان ما کجا / لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا
مهر و ولایتت شده حبل المتین ما / در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا

یوم الحساب تو همه امید شیعه ای / تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه ای

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده / طعنه به پارسایی حور و ملک زده
سرشار از زلالی نور یقین شود / در مرقد منور تو قلب شک‌زده
از چشمه های فیض تو سیراب می شود / هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده
تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست / بر گنبد تو دست توسل فلک زده
شب های جمعه طوف حرم می‌ کنم ولی / گویا کسی به زخم دل من نمک زده
دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا / قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا / در دست توست تذکره ی کربلای ما

محمد جواد شرافت:

ای سوره نامت تفسیر اعطینا / زهرا ترین زینب ، زینب ترین زهرا
خیر کثیر تو ، آئینه کوثر / نامت سرآغاز تکثیر خوبی ها
روشن تر از نوری ، در نور مستوری / پیدا ترین پنهان ، پنهان ترین پیدا پیدا
ماه مقیم قم ، خورشید «بیت النور» / در سایه سار توست سرتاسر دنیا
وقتی که معصومان ، معصومه ات خواندند / در وصف تو لال است ، شعر و شعور ما
فهم زمین عاجز ، از درک اوصافت / والا مقامی تو ، در عالم بالا
از آه لبریزم ، از اشک سرشارم / این قطره را دریاب ، دریاب ای دریا

قاسم نعمتی :

تو مسیحا زاده اما دختر موسی شدی / مریم قدیسه ی ذریه ی طاها شدی
یک نخی از چادرت مانند کعبه محترم / قبله ی عرشی ترین سجاده ی دنیا شدی
بوسه بر دست تو بر سادات واجب می شود / چون ستون عصمت الله بنی الزهرا شدی
در میان شوره زار قم بهشتی ساختی / مثل کوثر آمدی جوشیدی و دریا و شدی
جا نماز غرق نورت گوشه ی عرش خداست / در تقرب بر خدا بالاتر از بالا شدی
وحی نازل بر لبانت استناد هر حدیث / مثل بنت المصطفی صدیقه ی کبری شدی
پیش پایت دیدنی باشد قیام موسوی / با جلال فاطمی خاتون بی همتا شدی
ناز چشمان تو و ذکر فداهای پدر / کو رسول الله بیند ثانی زهرا شدی
خواهر سلطان عالم کار سلطان می کند / بر حسین خانواده زینب کبری شدی

خنده ی معصوم تو آرامش جان رضا / بهترین تمکین قلبت صوت قرآن رضا
از همان اول دلت گشته گرفتار رضا / بین صحن چشمهایت نقش رخسار رضا
جنس بی قیمت که جایش در حریم یار نیست / عشق تو باشد متاع ناب بازار رضا
یوسف بازار ما چون پرده بردارد ز رخ / عاشقی چون تو فقط باشد خریدار رضا
در تمام عرضه های بندگی پاک تو / همچنان آیینه ایی پیداست رفتار رضا
تا میان خطبه ها تفسیر قرآن می کنی / کاملا باشد کلامت عین گفتار رضا
آمدی تا پرچم معشوق بر شانه کشی / در حریم عاشقی باشی علمدار رضا
هرکه عمری خاک بوسی حریمت را کند / تا قیامت می شود محرم به اسرار رضا
ای کریمه چاره ایی کن لحظه ی جان دادنم / دیده ام روشن شود هنگام دیدار رضا
روز محشر چون گنه گردد گریبان گیر من / آبرو داری بود کار تو و کار رضا

دلخوشم خاک حریم تو نشسته بر سرم / خاکساری تو می گردد شفیع محشرم

تا که دل را آه سینه راهی قم می کند / با نگاهی بر ضریحت دست و پا گم می کند
آه چون از دل برآید کار آتش می کند / بی محابا رخنه ایی در جان هیزم می کند
آن ضریحی که بود گرم طوافش جبرییل / حضرت حق قبله ی حاجات مردم می کند
هرکه دارد عقده در دل یاد قبری گمشده / هر سه شنبه در حریمت نذر گندم می کند
با سلامی نم نم اشک از دو دیده می چکد / کاسه ی خالی ما لبریز از خم می کند
نیمه شبها در حرم تا صحن گردی می کنم / ناگهان دل یاد قبله گاه هفتم می کند
لفظ خواهر گوییا مانوس گشته با بلا / خون زینب در رگان تو تلاطم می کند
کس ندیده تا به حالا خواهری گیسو پریش / جستجوی یار زیر نیزه و سم می کند
با وجودی که حدود مقتلش را دیده بود / بازهم جسم عزیز مادرش گم می کند


منبع سایت aghigh

مطالب مرتبط

دیدگاه (1)

ناشناس

شعرها بسیار زیبا بودند.


دیدگاه


فقط یک بار بر روی دکمه ارسال کلیک کنید و منتظر بمانید.
دیدگاههای ارسالی پس از بازبینی منتشر می شوند.
چنانچه پس از ارسال دیدگاه با خطای 403 مواجه شدید, علت آن سیستم امنیتی سایت می باشد. برای رفع این خطا از طریق ایمیل با ما در تماس باشید.


بازگشت به بالا بازگشت به بالا
سخنی از نهج البلاغه
با هر بار بازدید شما از این صفحه، قطعه ای از سخنان حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه پخش میگردد.
یا مهدی چشم براهت هستیم...
البیعت لله
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) سوره حمد و صلواتی هدیه بفرمایید.
پخش زنده
جاودانگان تاریخ
سلام بر شهیدان. سلام بر عزیزانی که باارزشترین سرمایه خود را که جانشان بود, در راه دفاع از ایران اسلامی تقدیم کردند. سلام بر راست قامتانی که جاودانه تاریخ شدند.

جاودانگان تاریخ
۱۵ مطلب آخر
آشپزی و تغذیه